زایمان طبیعی بدنبال سزارین !

متن مرتبط با «ای حال نامعلوم» در سایت زایمان طبیعی بدنبال سزارین ! نوشته شده است

کاش همه ی تخمین درصدهای عمرم اینجوری نتیجه میداد !

  • نیلوبلاگ

    بعد امتحان اناتومی رفتیم به مدیر گروه بگیم که واس کاراموزی اسم منو مریم رو تو یه لیست بده بفرسته تهران ! که ایشون با عجله گفتن اوووووه الان اومدید میگید؟ سه هفته پیش فرستادم اسامی رو ،این چیزا رو زودتر بگید ... بعد مریم خیلی نا امیدانه بهم گفت کاش زودتر میومدیم :( منم بیخیال گفتم خب شاید همینجوری شانسی با هم افتادیم :) بعد بد نگاه کرد و گفت بین این همه آدمxa0 با این تفاوت الفبایی فامیلی هامون؟؟؟!! منم گفتم بالاخره ۲ درصد که احتمال داره :)) تا اینکه دیروز وقتی خواب بود ، لیست اسامی رو گذاشتن تو گ...

    ادامه مطلب
  • اینجا مینویسم که بهش عمل کنم !

  • نیلوبلاگ

    واقعا دیگه دارم دیوونه میشم ،xa0 نمیتونم مث یه قضیه ترسناک ازش فرار کنم !! که تو اینستا یه کلیپ سنتور نوازی ببینم حسرت بخورم! باعشق ببینمش ، چندین بارررر ... الان دقیقا دو سال میشه که بطور جدی نرفتم سراغش همش بخاطر تغییر تایم کلاس اون استاد ریاضی کنکور :/ بعدش یه چند بار از جعبه ش درش اوردم کوک کردم دوتا اهنگ زدم گذاشتمش سرجاش 0___o اینجا مینویسم که ؛ از این هفته رفتم شهردانشجویی پیگیر کلاس اموزش موسیقی میشم :) اولشم از دانشگاه شروع میکنم چون یه سری تبلیغات دیدم درباره ش ، اتفاقا فقط سنتور و گیت...

    ادامه مطلب
  • ای حال نامعلوم ، آروم باش آروم ...

  • نیلوبلاگ

    خدا کنه این حس و حالم گذرا باشه ،xa0 مخصوص همین برهه از زندگی باشه ، واس همه همین باشه ! انگار قبلا یه آرامشی ، یه آخیشی داشتم که دیگه ندارمش ، نه تو شهر دانشجویی حس میکنم تو شهر و وطن خودمم و نه حتی تو شهر محل زندگیمون :( وقتی از بیرون زندگی دانشجویی منو میبینن فک میکنن خیلی خوش میگذره ، دارم میترکونم و ... عااااره ! خوبه ـ xa0خوشم میگذره ، ولی مث یه اردو باحاله که هی به خودم میگم اوکی خوش گذشت ، تموم شه . ولی تموم نمیشههههه :(( شبا که از دانشگاه داریم میریم خوابگاه یه تیکه خیابون باید پیاده بر...

    ادامه مطلب
  • زایمان طبیعی بدنبال سزارین !

  • نیلوبلاگ

    من همه ی امسال رو منتظر رشته ی علوم آزمایشگاه بودم ، بعد از اینکه فهمیدم قراره مامایی بخونم ، تقریبا ناراحت بودم! نه بخاطر اینکه از اینده شغلی و ... میترسم ! نه ! فقط بخاطر اینکه من اصلا از بچه ها خوشم نمیاد ... از بچه ی خیلی کوچیک میترسم حتی !! اما امشب تو اینستا یه فیلم درباره ی زایمان طبیعیxa0 که بعد از برش سزراین انجام میشه xa0دیدم اشکم دراومد :) xa0تماشای تلاش بچه هه برای بیرون اومدن حقیقتا لذت بخش بود xa0. صدای گریه ش هم رو مخم نبود ! حسم رو نسبت به رشته بهتر نکرد ولی از اون حس بد و ناراحت...

    ادامه مطلب